یڪ اربعیڹ براے تو

یڪ اربعیڹ براے تو
حیراڹ شدم حسیڹ
مانندڪَیسوے تو
‌پریشاڹ شدم حسیڹ
با چند قطره اشڪ
دڸ من سبڪ نشد
ابرے شدم بہ پاے تو
‌باراڹ شدم حسیڹ

#اربعیڹ‌حسینی‌تسلیٺ‌باد
دیدگاه ها (۱)

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

My lovely neighbor part : 72

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط