{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

نشد یک لحظه از یادت جدا دل
زهی دل،آفرین دل،مرحبا دل
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمی دانم چه باید کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل؟

«لاهوتی»
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

این فقط یه خاطره برای اون بچه نبود… 🥹💙این لحظه قشنگ، توی دل ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام توP.15(روایت از زبان ا.ت)ج...

عاشقانه های شبنم

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

مهمونی پارت ۶۰

♥️🗝یادش بخیر مادربزرگم میگفت: زمان ما دوستت دارم دائم المصرف...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط