{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Help me

پارت ۱۹

شب 🌌

راوی: جونگ می غذا بیمارستان و گرفت و در اتاق جونگ کوک و زد و رفت داخل
جونگ می : برات غذا اوردم
جونگ کوک: .....
جونگ می: الان تخته تو میدم بالا تا بتونی غذا بخوری ....
راوی: جونگ می تخت و تنظیم کرد و نشست روی صندلی و بعد قاشق غذا رو گرفت جلو دهن جونگ کوک و جونگ کوک خورد
جونگ کوک: تو زن منی؟؟؟؟
جونگ می: اره.....یعنی نه ..... سوء تفاهم شده.... بعداً همه چیزو برات توضیح میدم
جونگ کوک : نه همین الان
جونگ می: بعداً
جونگ کوک: نه الان
جونگ می : باش..... من خدمتکار برادرت بودم جیمین بعد یهو سروکله تو پیدا شد یه مرد عصبی و بی احساس که به همه گیر میداد و من و خیلی اذیت میکرد و.......
راوی : جونگ می همه چیزو و توضیح داد
جونگ کوک: چرا منو دوست نداری
جونگ می : مگه تو داری
جونگ کوک : اره
جونگ می : .....
جونگ کوک : وقتی قبلاً انتخابت کردم الان چرا نکنم فقط بهم بگو چرا دوستم نداری
جونگ می(بغض): دروغ گفتم ..... دوست دارم .....
راوی: نایلا و جیمین درو باز کردن و این حرفا رو شنیدن
نایلا : هووووووووو.....مبارکه
جونگ می : هیس اروم تر اینجا بیمارستان
نایلا: چشم جاری جون
جونگ می : نه به دار نه به بار .....
جیمین : بیاید براتون آبمیوه خریدم
جونگ می : مرسی
جیمین : راستی وسایلاتو جمع کن .... دکتر گفت نمیخواد تا فردا اینجا باشی .... برین خونه
جونگ کوک: واقعاً
جیمین: بله
راوی : جونگ کوک حاضر شد و جونگ می وسایلاشو و جمع کرد و جیمین کارهای ترخیص و انجام داد و از بیمارستان خارج شدن و نزدیک ماشین شدن و راننده در و باز کرد
جونگ کوک : اووووووووووووو..... عجب ماشینی معلومه از این گرون هاست اووووووووووووو درو یکی باز میکنه اااااااااااا
جیمین : جونگ کوک عجیب و غریب رفتار نکن
جونگ کوک: اخه تا حالا از اینا ندیده بودم
راوی: سوار ماشین شدن و رفتن و رسیدن به عمارت

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط