.
.
.
مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت.
روزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مربای تو داشت.
چشم من ، تشنه ی آن چشمه ی نوشین تو بود.
دل نگو ، ذکرِ لبش ، نام مقفّای تو داشت.
قد تو سرو سِهی ، قامت تو قدّ قیام.
چه کسی ، قامت و روی و قد و بالای تو داشت.
عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو.
ورنه ، کمتر سخنی بود که معنای تو داشت.
شهدِ شیرینِ لبت ، نوبه ی افطارم بود.
شبنم روی گلت ، عطر و مسمّای تو داشت.
جان گرفتم به نگاه تو و کردم افطار .
روزه ی عشقِ دلی را که تمنّای تو داشت....
.
مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت.
روزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مربای تو داشت.
چشم من ، تشنه ی آن چشمه ی نوشین تو بود.
دل نگو ، ذکرِ لبش ، نام مقفّای تو داشت.
قد تو سرو سِهی ، قامت تو قدّ قیام.
چه کسی ، قامت و روی و قد و بالای تو داشت.
عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو.
ورنه ، کمتر سخنی بود که معنای تو داشت.
شهدِ شیرینِ لبت ، نوبه ی افطارم بود.
شبنم روی گلت ، عطر و مسمّای تو داشت.
جان گرفتم به نگاه تو و کردم افطار .
روزه ی عشقِ دلی را که تمنّای تو داشت....
- ۱.۶k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط