{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت
روزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مربای تو داشت
چشم من ، تشنه ی آن چشمه ی نوشین تو بود
دل نگو ، ذکرِ لبش ، نام مقفّای تو داشت
قد تو سرو سِهی ، قامت تو قدّ قیام
چه کسی ، قامت و روی و قد و بالای تو داشت

عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو
ورنه ، کمتر سخنی بود که معنای تو داشت
شهدِ شیرینِ لبت ، نوبه ی افطارم بود
شبنم روی گلت ، عطر و مسمّای تو داشت
جان گرفتم به نگاه تو و کردم افطار
روزه ی عشقِ دلی را که تمنّای تو داشت

 
افشین_یدالهی
دیدگاه ها (۴)

ماجرای من و تو، باورِ باورها نیستماجراییست که در حافظهِ دنیا...

.

بانوی من...!در این دفترهزاران واژه می‌یابیبرخی سپیدبرخی سرخک...

بوی باران بوی سبزه بوی خاکشاخه های شسته باران خورده پاکآسمان...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

مدتی بود لبم روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مربا...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

..مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت.روزه ی شهدِ لب ِ لعلِ...

....مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشت ...روزه ی شهدِ لب ِ...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

مدتی بود لبم ، روزه ی لب های تو داشتروزه ی شهدِ لب ِ لعلِ مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط