ازدواج بی عشق
پارت 29
دکتر :مشکل خاصی نیست ولی ما میگم تا وقتی که آزمایش نگیریم معلوم نمیشه ولی ممکنه خانوم شما دچار ام اس شده باشن
کوک:ام اس؟
دکتر :بله ممکنه ایشون دارای ام اس بشه یعنی کم کم فلج میشن و دیگه حرکت براشون امکان نیست
کوک:هیچ هیچ راه برای درمان نداره؟
دکتر:خانومتون خیلی شانس داره چون چندسال پیش راههای درمان پیدا شده ولی این به خانومتون بستگی داره که میخواد خوب بشه یا نه
کوک :چرا نخواد راه درمان چیه
دکتر تمام راهاشو بهم گفت اومدم بیرون ام اس الان وقتی که تازه زندگیمون شروع کردیم این عادلانه نیست چرا باید همه این دردسرا سر ما بیاد رفتم پیش آت داشت با جیا بازی میکرد و میخندید چرا هرکی که من دوست دارم باید اینجوری بشه همش تقصیر منه که یهو آت منو دید چاره دیگه ای جز رفت تو نداشتم رفتم تو
آت :چرا بیرون وایستادن بودی ؟
کوک:اوممم دیدم شما خیلی خوب بازی میکنین داشتم نگاهتون میکردم
آت :عااا خب
کوک:خب ؟
آت :دکتر چی گفت
اووو من فراموش کردم درباره مرخص شدنش بپرسم
کوک:امممم دکتر نبود فکر کنم الان اومد الان میرم میپرسم
آت :دوساعته رفتی بعد دکتر نبوده
کوک:نبود دیگه
رفتم بیرون و از دکتر سوال کردم
کوک:ببخشید کی آت مرخص میشه ؟
دکتر :بهتره که باشن هنوز ولی اگه دوست دارن که برن میتونن فردا بعد از گرفتن آزمایشات برن
کوک:فقط آقای دکتر لطفاً به آت درباره مریضی چیزی نگین لطفاً
دکتر :اومم باشه حتما
کوک:ممنون
اومدم بیرون و رفتم پیش آت
کوک:خب گفت هفته دیگه میتونی بری
آت :چییی
کوک:شوخی کردم فردا(خنده، لپ آت کشید)
آت :یسسسس
کوک:چرا آنقدر خوشحال شدی مگه چیکار میخوای بکنی؟
آت :هیچی فقط از بیمارستان خوشم نمیاد
کوک:خب جیا تو باید بری خونه الان به عمو تهیونگ میگم بیاد
زنگ زدم به تهیونگ و گفت الان میاد جیا رو به تهیونگ دادم و اون دوتا رفتن کلا یادم رفته بود که منم زخمی شده بودم این همه راه رفتم خیلی درد میکرد که وقتی نگاه کردم دیدم داره ازش خون میاد رفتم توی بیمارستان که دوباره اون پرستاره اومد
پرستار :اوو درباره که زخمتون خونریزی داره بیایین توی این اتاق
رفتم توی اون اتاق و شروع کرد به دوباره بخیه زدن که....
دکتر :مشکل خاصی نیست ولی ما میگم تا وقتی که آزمایش نگیریم معلوم نمیشه ولی ممکنه خانوم شما دچار ام اس شده باشن
کوک:ام اس؟
دکتر :بله ممکنه ایشون دارای ام اس بشه یعنی کم کم فلج میشن و دیگه حرکت براشون امکان نیست
کوک:هیچ هیچ راه برای درمان نداره؟
دکتر:خانومتون خیلی شانس داره چون چندسال پیش راههای درمان پیدا شده ولی این به خانومتون بستگی داره که میخواد خوب بشه یا نه
کوک :چرا نخواد راه درمان چیه
دکتر تمام راهاشو بهم گفت اومدم بیرون ام اس الان وقتی که تازه زندگیمون شروع کردیم این عادلانه نیست چرا باید همه این دردسرا سر ما بیاد رفتم پیش آت داشت با جیا بازی میکرد و میخندید چرا هرکی که من دوست دارم باید اینجوری بشه همش تقصیر منه که یهو آت منو دید چاره دیگه ای جز رفت تو نداشتم رفتم تو
آت :چرا بیرون وایستادن بودی ؟
کوک:اوممم دیدم شما خیلی خوب بازی میکنین داشتم نگاهتون میکردم
آت :عااا خب
کوک:خب ؟
آت :دکتر چی گفت
اووو من فراموش کردم درباره مرخص شدنش بپرسم
کوک:امممم دکتر نبود فکر کنم الان اومد الان میرم میپرسم
آت :دوساعته رفتی بعد دکتر نبوده
کوک:نبود دیگه
رفتم بیرون و از دکتر سوال کردم
کوک:ببخشید کی آت مرخص میشه ؟
دکتر :بهتره که باشن هنوز ولی اگه دوست دارن که برن میتونن فردا بعد از گرفتن آزمایشات برن
کوک:فقط آقای دکتر لطفاً به آت درباره مریضی چیزی نگین لطفاً
دکتر :اومم باشه حتما
کوک:ممنون
اومدم بیرون و رفتم پیش آت
کوک:خب گفت هفته دیگه میتونی بری
آت :چییی
کوک:شوخی کردم فردا(خنده، لپ آت کشید)
آت :یسسسس
کوک:چرا آنقدر خوشحال شدی مگه چیکار میخوای بکنی؟
آت :هیچی فقط از بیمارستان خوشم نمیاد
کوک:خب جیا تو باید بری خونه الان به عمو تهیونگ میگم بیاد
زنگ زدم به تهیونگ و گفت الان میاد جیا رو به تهیونگ دادم و اون دوتا رفتن کلا یادم رفته بود که منم زخمی شده بودم این همه راه رفتم خیلی درد میکرد که وقتی نگاه کردم دیدم داره ازش خون میاد رفتم توی بیمارستان که دوباره اون پرستاره اومد
پرستار :اوو درباره که زخمتون خونریزی داره بیایین توی این اتاق
رفتم توی اون اتاق و شروع کرد به دوباره بخیه زدن که....
- ۱۸.۱k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط