love in the dark
p¹³
ویو تهیونگ
همین که رسیدم ماشینمو پارک کردم همینطور که داشتم دنبال جسیکا میگشتم که دیدم یه گوشه وایساده و داره به سئول نگاه میکنه اروم به سمتش رفتم ولی جوری تو خودش بود که نفهمید من کنارشم همونجوری وایساده بود که اروم از گوشه ی چشمش اشکی اومد پایین و گونه ی زیباشو لمس کرد دستمو اوردم بالا و اشک رو از صورته درخشانش پاک کردم که همون لحظه جیغ بلندی زد و اسلحه شو در اورد و گرفت سمتم
&ت...تو..اینجا چیکار میکنی
£من باید ازت این سوالو بپرسم....چرا تنهایی اومدی بیرون..اونم بدون هیچ بادیگاردی...هاا( داد و عصبی)
&به تو چه ربطی داره....من دوست دارم هر جوری که دلم میخواد باشم....اصلا تو چرا اینجایی.... چطور جرئت کردی بهم دست بزنی(داد و بغض)
£به من خیلی ربط داره...من...من نمی خوام کسی دوستش دارم... اتفاقی براش بیوفته
&چ..چی گفتی....کسی که دوستش داری....منظورت ...م..من بود
£ اره....من تو رو هنوز دوست دارم...هنوز دلم پیش توست...هنوز میخوام مثل قدیما..بغلت کنم...ببوسمت...مثل اون روز بلند داد بزنم که....دوست دارم(داد و گریه)
£م....من...از اون کارم پشیمونم..جسیکا ...من مجبور بودم...وگرنه هرگز نمی خواستم.. اونجوری ترکت کنم....نمی خواستم بهت اسیب بزنم.....من...عاشقتم هنوز جسیکا....لطفا بفهم و برگرد پیشم
&(تعجب کرده و به ته زل زده)
&هممم.... واقعا.. فک کردی من دیگه میتونم بهت باور کنم....اخه چطوری بهت اعتماد کنم.... چطوری بفهمم که مثل اون دفعه دلمو نمیشکونی (داد)
£بهت قول میدم جسیکا من دیگه اینکارو نمی کنم....بهت ثابت میکنم...فقط بگو که میخوای برگردی پیشم ....هنوز منو دوست داری(داد و گریه)
&.....
ویو تهیونگ
همین که رسیدم ماشینمو پارک کردم همینطور که داشتم دنبال جسیکا میگشتم که دیدم یه گوشه وایساده و داره به سئول نگاه میکنه اروم به سمتش رفتم ولی جوری تو خودش بود که نفهمید من کنارشم همونجوری وایساده بود که اروم از گوشه ی چشمش اشکی اومد پایین و گونه ی زیباشو لمس کرد دستمو اوردم بالا و اشک رو از صورته درخشانش پاک کردم که همون لحظه جیغ بلندی زد و اسلحه شو در اورد و گرفت سمتم
&ت...تو..اینجا چیکار میکنی
£من باید ازت این سوالو بپرسم....چرا تنهایی اومدی بیرون..اونم بدون هیچ بادیگاردی...هاا( داد و عصبی)
&به تو چه ربطی داره....من دوست دارم هر جوری که دلم میخواد باشم....اصلا تو چرا اینجایی.... چطور جرئت کردی بهم دست بزنی(داد و بغض)
£به من خیلی ربط داره...من...من نمی خوام کسی دوستش دارم... اتفاقی براش بیوفته
&چ..چی گفتی....کسی که دوستش داری....منظورت ...م..من بود
£ اره....من تو رو هنوز دوست دارم...هنوز دلم پیش توست...هنوز میخوام مثل قدیما..بغلت کنم...ببوسمت...مثل اون روز بلند داد بزنم که....دوست دارم(داد و گریه)
£م....من...از اون کارم پشیمونم..جسیکا ...من مجبور بودم...وگرنه هرگز نمی خواستم.. اونجوری ترکت کنم....نمی خواستم بهت اسیب بزنم.....من...عاشقتم هنوز جسیکا....لطفا بفهم و برگرد پیشم
&(تعجب کرده و به ته زل زده)
&هممم.... واقعا.. فک کردی من دیگه میتونم بهت باور کنم....اخه چطوری بهت اعتماد کنم.... چطوری بفهمم که مثل اون دفعه دلمو نمیشکونی (داد)
£بهت قول میدم جسیکا من دیگه اینکارو نمی کنم....بهت ثابت میکنم...فقط بگو که میخوای برگردی پیشم ....هنوز منو دوست داری(داد و گریه)
&.....
- ۴.۹k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط