{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BAD BOY

BAD BOY
(Part1)
(ویو یونا)
با صدای آلارم گوشیم از خواب بلند شدم، امروز اولین روز مدرسه جدیدم بود.
از روی تختم بلند شدم و رفتم یهدوش یه ربعه گرفتم. اومدم و شروع کردم به خشک کردن موهام و پوشیدن یونیفرمم. یه نگاه به ساعت کردم.
× اخخخ دیرم شدههههه
سریع کیفمو برداشتم و گوشیمو گذاشتم تو جیبم و راه افتادم.
(پرش زمانی به داخل مدرسه)
وقتی وارد شدم دیدم همه دارن نگام میکنن سرعتمو کم کردم.
صدای دخترا و پسرا رو میشنیدم که داشتن صحبت میکردن.
دختره:خیلی خوشگله.
صدای یه پسره رو میشنیدم که رو به دوستش میگفت:
هی پسر این دوست‌دختر آینده منه.
خنده ریزی کردم و به راهم ادامه دادم و رفتم سمت اتاق معلما و رفتم سر میز معلمم.
_اوووو تو باید دانش آموز جدید باشی درسته؟
× بله
مدارکمو گذاشتم روی میزش
بفرمایید اینا مدارک های من هستن
معلمم مدارکمو چک کرد
_باشه فقط چند لحظه صبر کن
× چشم
بعد چند دقیقه زنگ خورد و با معلمم وارد کلاس شدم که یه پسره نظرمو جلب کرد
معلم پای تخته وایساد
_بچه ها امروز یه دانش آموز جدید داریم،
یونا، خودتو معرفی کن.
خودمو معرفی کردم و لبخند زدم و رفتم سر جام نشستم.

شرایط نداره سیسیا💫
دیدگاه ها (۳)

پارت اول | پشت نگاه سردت 🦋صبح با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار...

پارت ۱ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح_جونگکوک:با صدای الارم از خواب بل...

#قلبی_در_دو_بدنP1*ویو ات*ساعت شیش صبح با صدای زنگ گوشیم از خ...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

(رز سرخ و سفید)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط