وقتی خدمتکار شدی و اون...

وقتی خدمتکار شدی و اون...


ویو هانا


سلام
من هانا هستم و ۲۴ سالمه من وضعیت مالیم در حد متوسط من یه خونه یه بزرگی دارم البته نه خیلی بزرگ ولی میشا در حد بزرگ دیدش من این خونه و ماشینم رو با کمک خواهرم لیا خریدمشون و با خواهرم شریکی زندگی می‌کنیم اما خواهرم بیشتر خونه دوست پسرشون کای هستن(به خدا این کای اون کای نیست اوکی) و من ماندم تنهای تنها البته نه خیلی تنها یه سگ کوچولو دارم باهاش سرگرمم اسمشم لوسیه(اسم دیگه ای به ذهنم نرسی👈🏻👉🏻)
خوب تمشب قراره با خواهر گلم و رفیق عزیزم هایون بریم بی رون شهر بازی نگاه به ساعت کردم و دیدم ساعت ۶ هست از اونجایی که مو هایه بلندی دارم نزدیک ۱ ساعت حمومم طول میکشه (آخه مثل من البته با اینکه مو هام کوتاه ولی حمومم یک ساعت طول میکشه نمیدونم چرا☹️) رفتم لباسام رو در آوردم و رفتم تو حموم و....


*۲۰ دقیقه بعد*


تمام سعیم رو کردم زود تر بیام بیرون و موفق..... نبودم ... شوخی کردم بودم (من مرض دارم😁) بله رفتم بیرون و حوله تن پوشم رو تنم کردم (خوب باید تنت کنی اگه تنت نکنی چه غلطی میکنی )
رفتم و مراقبت های پوستیم رو کردم و موهام رو خشک کردم نگاه به ساعت کردم

جانممممممم
۷:۳۰


واقعااااااً جان من

من به جز این سه تا کار کار دیگه این کردم والا
البته چون موهام بلنده چیز دیگه ای انتظار نمی‌رفت خلاصه که رفتم و میکاپ ملایمی کردم و یه لباس آستین کوتاه طوسی و یه دامن سبز علفی پوشیدم و یه کت بلند هم رنگ دامن پوشیدم ساعت ۷:۵۰ دقیقه بود از این جا تا پار حدود ۱۰ دقیقه را بود پس تصمیم گرفتم که پیاده برم گوشیم رو. برداشتم و یه کیف هم رنگ لباسم گذاشتن و یه کفش هم رنگ لباسم پوشیدم
و از خونه زدم بیرون



























































































شرطا

۵ لایک
۳کامنت
دیدگاه ها (۴)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

به زیباییه مشکی

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط