- الان‌اونجاییم‌كِ‌فریدون‌مشیری‌

- الان‌اونجاییم‌كِ‌فریدون‌مشیری‌
میگه‌ :
‹‍ رک بگویم از همه رنجیده‌ام
از غریبو آشنا ترسیده‌ام بی خیالِ
سردی آغوش‌هامن به آغوش خودم چسبیده‌ام : )!💛'☘️ ›
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

چند پارتی

پارت ۲۹

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

پرنسس ناخواسته

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه :رک بگویم از همه رنجیده‌ا...

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه :"رک بگویم از همه رنجیده‌...

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه:رک بگویم از همه رنجیده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط