{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه :

الان اونجاییم که فریدون مشیری میگه :
رک بگویم از همه رنجیده‌ام،
از غریب و آشنا ترسیده‌ام،
بی خیالِ سردی آغوش‌ها
من به آغوش خودم چسبیده ام.
دیدگاه ها (۰)

رک بگویم از همه رنجیده‌اماز غریب و آشنا ترسیده‌امبی خیالِ سر...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

پارت۲

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ³زیر دوش آب گرم ایستاده بود..به دیکش ن...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

پارت پنج

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط