پنهان عشق

پارت ۱

ویو ات:
سلام من اتم ۱۶ سالمه یه دختر خوشگل زیبا
(چه اعتماد بنفسی😂😑) امروز هم توی اتاقم داشتم کتاب میخوندم چون من عاشق کتاب خوندن هستم یه خواهر دارم اسمش
لونا هست اما باهام یکم بد نمیدونم چرا (ات رو با این نشون میدم +) مامان ات ♡با این نشون میدم
♡: ات دختر بیا غذا بخورر
+: باش مامان اومدم
رفتم سر میز غذا داشتیم غذا میخوردیم که بابام حرف زد (بابای ات با این نشون میدم ☆) لونا با این نشون میدم =)
☆: قرار بریم کره تا شرکت بزرگ تری بزنیم با خانواده جئون و قرار لونا با پسر اقای حئون ازدواج کنه پس فردا پرواز داریم به کره اماده باشید
+: اخجون قرار بریم کره تا حالا ندیدم کره سئول رو خوش حالم
=: پس قرار ازدواج کنم اخ جون 😏😌
ویو ات:
بعد غذا قرار مامانم گفت وسایل ها مون رو جمع کنیم خواهرم لونا خیلی خوشحال شد قرار ازدواج کنه وا 😕

اینم پارت اول پارت دوم زود میزارم🥺🙂
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

پنهان عشق

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

p7☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونادلم شکست پارک جیمینی که سال ها...

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

پارت 47 رمان عشق مدرسه ای ویو دم در خونه ی ات و فلیکس : ات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط