و قلبم دوباره تپید

و قلبم دوباره تپید

part: 2

ا.ت بالاخره به پزشک رفت و آزمایش‌های لازم انجام داد

چند روز بعد، جواب آمد

دکتر با لحنی مهربان اما صریح گفت که شرایط او برای بارداری طبیعی بسیار دشوار است

ا.ت آن شب تا صبح بیدار ماند و بارها عکس‌های بچگانه‌اش را نگاه کرد

تصمیم گرفت چیزی از جونگ‌کوک پنهان نکند، چون همیشه با هم صادق بوده‌اند

وقتی جواب را گفت، جونگ‌کوک سکوت کرد

سکوتی که برای ا.ت از گریه دردناک‌تر بود

از آن شب، رفتارش تغییر کرد

دیگر صبح‌ها نمی‌خندید، دیگر دستش را نمی‌گرفت و گاهی فقط با یک کلمه پاسخ می‌داد

ا.ت فکر می‌کرد خودش مقصر است و هر روز بیشتر از خودش متنفر می‌شد

شرط:
لایک: 5
کامنت: 4
بازنشر: 3
دیدگاه ها (۶)

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط