{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است

هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز

خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
رود آنجا که می یافتند کولی های جادو گیسوش شب را

همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها خود می سوزند
همان جاها که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند
همان جاها که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند
همان جا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند

همین فردای افسون ریز رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که روی پرده پندار من پیداست
همین فردا که ما را روز دیدار است
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست
همین فردا
همین فردا

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
سیاهی تار می بندد

صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است
دیدگاه ها (۲)

🐻💜 ~کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویو..رس:💬 آرمی:«تهیونگی،...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

قلب یخی

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

part 11با نیک به سمت میز رفتیم گفت:از این به بعد روی یه پروژ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط