همسر پادشاه مین
امروز وقتی رسیدم مدرسه دیدم بچه ها دارن درباره یه چیزی حرف میزنن
ا.ت: سلام، بچه ها درباره چی حرف میزنین؟
یورا: ا.ت شنیدی یه ماشین زمان ساختن؟ واییی خیلی ذوق دارمممم، معلم قراره امروز اون ماشین زمان رو بیاره تا درباره اش توضیح بده
ا.ت: واقعا؟ چه باحال، ولی از کجا میدونید واقعا کار میکنه؟
یورا: معلم وقتی کارش تموم شد میزارتش تو اون کلاسی درش قفله تا کسی بهش دست نزنه، ما هم میتونیم وقتی رفت بریم بهش دست بزنیم و ببینیم واقعی یا نه
ا.ت: اره بیا همین کار رو بکنیم
بعد کلاس همه میخواسن برن ولی معلم فهمید و. اجازه نداد ولی ا.ت یجوری خودشو به ماشین زمان رسوند و بهش دست زد فکر میکرد الکی باشه اما یهو همه جا سفید شد و......
لایک یادت نره سیسی💋
ا.ت: سلام، بچه ها درباره چی حرف میزنین؟
یورا: ا.ت شنیدی یه ماشین زمان ساختن؟ واییی خیلی ذوق دارمممم، معلم قراره امروز اون ماشین زمان رو بیاره تا درباره اش توضیح بده
ا.ت: واقعا؟ چه باحال، ولی از کجا میدونید واقعا کار میکنه؟
یورا: معلم وقتی کارش تموم شد میزارتش تو اون کلاسی درش قفله تا کسی بهش دست نزنه، ما هم میتونیم وقتی رفت بریم بهش دست بزنیم و ببینیم واقعی یا نه
ا.ت: اره بیا همین کار رو بکنیم
بعد کلاس همه میخواسن برن ولی معلم فهمید و. اجازه نداد ولی ا.ت یجوری خودشو به ماشین زمان رسوند و بهش دست زد فکر میکرد الکی باشه اما یهو همه جا سفید شد و......
لایک یادت نره سیسی💋
- ۵.۹k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط