{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گروگان عشق

گروگان عشق
پارت 69
.
.
یه ذره تغییر میدم تایپو
.
.
*بعد از مین هو از هممون کوچیکتری
+چه ربطی داره
$اخی کوشولو.... تعنه...
+ببند دهنتو
* ماوی لطفا بیا دیگه.... لوس...
+نچ
$خو وقتی نمیاد دیگه چرا منت میکشی. بذار بمونه توی خونه بپوسه... سرشو برمیگردونه...
-هوووی من اینجا ما... اخم...
$مبارکت باشه... تعنه...
-ماوی بیا دیگه
+ول میکنید یا چی
*نه تا نیای ول نمیکنیم
+اهه... یه نگاه بهشون میکنه بعد میگه.... باشه
-ایول
+ولی تا حوصلتون سر میره قرار نیس برین مسافرت
-حالا تو ببخش.. لبخند...
2 ساعت بعد
+داشتم وسایلم هامو میذاشتم توی چمدونم که در باز شد تهیونگ اومد داخل
-بههه میبینم وسایل هاتم که داری جمع میکنی
+خودت جمع کردی
-بله قبل از اینکه به شما بگم
+بابا زرنگ... لبخند...
-ما اینیم دیه... لبخند غرور امیز...
+بشین الان منم کارم تموم میشه
-چشم

+وسایلمو جمع کردم چمدونو گذاشتم کنار دیوار بعد رفتم کنار تهیونگ دراز کشیدم

-اممم میدونی قراره بریم ویلای من
+چرا
-خب. اون دفعه رفتیم ویلای تو ایندفعه میریم ویلای من
+نچ نمیشه
-ماوی تروخدا این یه بار رو نه نیار.
+نمیشه
-جون ملک


+لعنت بهش. اخه من الان چی بگم


+یااا پای ملک رو نیار وسط
-تروخدا بخاطر منو ملک

-یه نگاه بهم کرد

+ب.باشه
-اییی قربونت برم من... لبخند...
ماوی رو بغل میکنه و توی بغلش فشارش میده
+اییی تهیونگ ولم کن
-خیلی دوست دارم
+ای بابا توعم تا یه چیزی میشه میگی دوست دارم. به خدا فهمیدم دوسم داری.. لبخند...
-چون دوست دارم. هی میگم دوست دارم دیگه. تا یادت نره... لبخند...
شب
+توی اتاقم بودم و سرم توی گوشی بود در زدن
+بله
( علامت خدمتکار ها ^ )
^بانو شام حاضره
+باشه برو

+بلند شدم موهامو شونه زدم و از بالا بستم بعد رفتم پایین همه سر میز شام نشسته بودن تهیونگ به صندلی کنار خودش با چشماش اشاره کرد ولی من سرمو به نشونه ی نه تکون دادم

-یه چشم غره بهش رفتم و برای دوم اشاره به صندلی کناریم کردم ولی بازم سرشو تکون داد عصبی شدم بلند شدم رفتم سمتش مچ دستشو گرفتم و کشیدمش سمت میز بعد نشوندمش روی صندلی خودمم کنارش نشستم بعد دستمو گذاشتم روی پاهاش
2 ساعت بعد
- رفتم توی اتاق ماوی دیدم خوابیده رفتم سمت تخت پتو رو کشیدم روش و یه بوسه به موهای سرش زدم و رفتم بیرون
صبح ساعت 5
-همه بیدار بودیم به غیر از ماوی منو کوک و جیمین داشتیم چمدونارو میزاشتیم توی ماشینامون بعد از اینکه تموم شد خواستم در صندوق عقب ماشین رو ببندم که یادم افتاد چمدون ماوی رو نبردم رفتم داخل عمارت
*تهیونگ چمدون ماوی رو گذاشتی
-نه میخوام برم برش دارم
*اها باشه

-رفتم داخل اتاقش هنوز خواب بود بی صدا رفتم و چمدونشو برداشتم گذاشتم توی ماشین بعد رفتم داخل عمارت دخترا داشتن توی اتاقاشون ارایش میکردن منو سونا هم رفتیم تا ماوی رو بیدار کنیم

رفتن داخل اتاق ماوی

*این که هنوز خوابیده... اروم...
-پس ما واسه چی اینجاییم. واسه اینکه بیدارش کنیم دیگه... اروم...
*حالا چرا انقدر اروم حرف میزنی... اروم...
-چون تو داری اروم حرف میزنی... اروم...
*ای بابا مِثِ ادم حرف بزن دیگه... عادی...
-خب حالااا

رفتن سمت ماوی تهیونگ روی تخت نشست و دستشو کشید روی موهای ماوی
-ماوی
+...
-ماوی عزیزم بیدارشو
+...
*ماویییی
+هاااا.... خوابالود...
-بیدارشو خوابالو میخواییم راه بیفتیم
+ااا من خوابم میاد... خوابالود...
-خب پاشو برو توی ماشین بخواب
+نمیخوام... خوابالود...
-یعنی نمیخوای لباساتو عوض کنی؟.
+نه
-نمیخوای ارایش کنی؟
+نه
-یعنی اگه پاشی مستقیم میری توی ماشین؟
+اره
*خب پاشو دیگه
+نمیخوام
-سونا بیا بریم پایین کارامونو انجام بدیم اخرش میام سراغ این
*باش
10 مین بعد
-دیگه کارامون تموم شد. وقتشه برم سراغ ماوی رفتم داخل اتاقش.. اینکه هنوز خوابهههه رفتم سمتش خواستم صداش بزنم ولی. با خودم گفتم خب وقتی نمیخواد لباساشو عوض کنه کاریم نداره. چرا بغلش نکنم؟ خم شد و براید بغلش کرد که
+اهه چی شده؟... خوابالود...
-هیچی فقط یه ذره جا به جا شدیم
بردمش پایین که

$این هنوز خوابه؟؟!؟؟!؟؟؟!!!!
-اره. بریم
*خب بیدارش کن
-نمیخواد
دیدگاه ها (۱)

پدر خوانده فصل دو

چندپارتی تهیونگ

dark life = 40

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

پارت ۱۶دینا : جهنمو ضرر بگیر ( پول رو میده )$ خب من میرم بذا...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط