#قسمت‌صد‌وهفتم

#قسمت‌صد‌وهفتم

من از سر گشنگی و بی‌غذایی کاهو می‌خوردم و اطرافیان در وصف فواید رژیم و غذاهای گیاهی حرف می‌زدن و هی من رو تشویق می‌کردن و می‌ستودن! به‌به و چه‌چه بود که به هوا بلند بود و من سر تکون می‌دادم که تشویق دوستان بی‌جواب نمونده باشه. غذای بقیه و کاهوی من که تموم شد، نوبت دسر شد. توی منوی دسرها دنبال یه دسر بزرگ و حجیم می‌گشتم؛ بلکه به زور و ضرب دسر کمی سیر شم. همه سفارشامون رو دادیم.


یا ابوالفضل دیگه چه بلایی می‌خواد سرش بیاد!؟😂

✍🏻ا.م

#کتابخوانی
#زندگی_مثبت_کتاب_خوانی
#چشم‌های‌باز_پلک‌های‌بسته

#بصائرحسینیه_ایران
#basaerehoseiniyeh
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✅ ایتا، سروش، بله، گپ، روبیکا، آی گپ، هورسا، پاتوق، نزدیکا، باهم، تلگرام، اینستاگرام و توییتر با 👈👇👈👇👈👇

🆔 @basaerehoseiniyeh
دیدگاه ها (۰)

#قسمت‌صد‌ودومو سر صحبت باز شد درباره همه‌چی و خیلی زود رسید ...

چشم‌های باز پلک‌های بسته

#قسمت‌نود‌وهفتماستادم از دو سه روز قبل گفته بود که قراره بری...

#قسمت‌صد‌و‌چهل‌و‌نهماز همین استادای محترمی که امروز با کت و ...

چشم های باز پلک های

داستان، قسمت صد و شصت و دوم

چشم‌های باز پلک‌های بسته

چشم‌های باز پلک‌های بسته

#قسمت‌نود‌وچهارمپوسترایی رو که می‌گفت دیده بودم. افتضاح بود....

چشم های باز پلک های بسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط