چشم های باز پلک های بسته

#قسمت‌صد‌و‌چهل‌و‌یکم

درباره مسیحیت حرف زدیم.
درباره دین‌داری صحبت کردیم؛ درباره زندگی با افراد معتقد، درباره «عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم.» و چقدر از شنیدن این آیه لذت برد!
قرار شد برای یکی از کشیشایی که بهش اعتماد داره ایمیل بزنه و درباره تحریف انجیل بپرسه.
کم‌کم داشتم می‌فهمیدم چرا اون دختر باید سر بحثای ما سر می‌رسید و باید همیشه توی گفت‌وگوهای ما می‌بود.

🌹🌿

✍🏻ا.م

#کتابخوانی
#زندگی_مثبت_کتاب_خوانی
#چشم‌های‌باز_پلک‌های‌بسته

#بصائرحسینیه_ایران
#basaerehoseiniyeh
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✅ ایتا، سروش، بله، گپ، روبیکا، آی گپ، آپارات، هورسا، پاتوق، ویسگون، باهم، نزدیکا، تلگرام، اینستاگرام و توییتر با 👈👇👈👇👈👇

🆔 @basaerehoseiniyeh
دیدگاه ها (۰)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۵ | «اولین دردسر جیا» 😂 ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

**پارت ۳۵**اوجِ این طوفانِ وحشی و خشونتِ عریانی که توی اتاق ...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇10ویو هویج:تولدها همیشه روزهای مهمی توی ...

پارت ۳

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی²پدر تهیونگ،آقای ته‌هیون که تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط