- روزی چارلی‌چاپلین جوکی را برایِ تماشاگران تعریف کرد، ه

- روزی چارلی‌چاپلین جوکی را برایِ تماشاگران تعریف کرد، همه خندیدند . سپس برایِ بارِ دوم آن جوک را تعریف کرد، این‌بار فقط تعدادی خندیدند . وقتی برایِ بار سوم آن جوک را تعریف کرد، هیچ‌کس نخندید . سپس چارلی‌چاپلین جمله‌یِ زیبایی گفت : اگر یک جوک نمی‌تواند چندبار تو را بخنداند، چرا یک غم باید چندبار تو را بگریاند؟!☕️☁️ . - شقایق - 🤍 .
دیدگاه ها (۰)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_39فصل هفدهم | ک...

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.20(روایت از زبان ا.ت)...

توی Theqoo، کی‌نتیزن ها حسابی دارن درباره‌ی ویژوال اسکن عکس ...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

رمان انتقام ازدواج کامل

👑 پارت نهم | جشن نامزدیشب جشن فرا رسید.قصر از همیشه باشکوه‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط