روےتَـخٺ جـون مِیـدے از تَنــهآیـے ؛

روےتَـخٺ جـون مِیـدے از تَنــهآیـے ؛
گوشیـتو بَر مِیـدآرے و مِیـنویسے:
تَـنهآم‍ ،
باهـآم حـَـرف بِـزن ،....

سَـرد مِیـشے،
بُـغض مِیـکُنے،
خـُـرد مِیـشے
وَقـتے
مِیـفَهـمےهِیـشکے نِـیسٺ کِـه‍
ایـنو وآسِـه‍ اش بِـفرستے
دیدگاه ها (۳)

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت پسرت بودید شب پیش همد...

عاشقانه

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

اسم داستان: تاریکی درون لوسینپارت: 1لوسین داشت تو جهنم قدم م...

(ادامه پارت قبل)مهمونی تموم شد و همه رفتن. اونجا فقط تو و چا...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

برده عمارت جئون

The last part_آه.. دختر ناناز بابا کیه؟ +مننننن(ذوق) _نفس کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط