{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[_حاج حسین گفت نه سید، من شهید نمی شم، گفتم حاجی؛ شب اول

[_حاج حسین گفت نه سید، من شهید نمی شم، گفتم حاجی؛ شب اول ماه رجبه در رحمت خدا بازه، بپر که شهادت رو گرفتی.
حاج حسین با این جمله من به فکر فرو رفت و بعد از چند لحظه گفت، آره؛ اگه شهید بشم خیلی خوبه ولی یه مشکلی هست. گفتم چی؟ گفت اگر من شهید بشم حاج قاسم خیلی ناراحت میشه، حاجی دیگه نمی تونه منو تشییع کنه، سری قبل هم وقتی مادرش رو تشییع کرد خیلی اذیت شد، من دوست ندارم حاج قاسم اذیت بشه!
من باز از در شوخی در اومدم و گفتم حاجی نگران نباش، حاج قاسم تا حالا این قدر شهید دیده حالا تو هم روی بقیه شهدا، هیچ اشکالی نداره.
این اولی باری بود که با حاج حسین اینقدر شوخی می کردم. شهید بادپا رفت توی فکر، نمی دانم چرا پیکر حاجی پیدا نشد شاید با خدا معامله کرده بود و نمی خواست حاج قاسم اذیت بشود.] #شهید_حسین_بادپا #حاج_قاسم
___________________🌱 #هوایت_تا_شهادت
دیدگاه ها (۱)

شیادی که حتی حرف هایش را هم مجانی نمیزد!

.⭕️ این چهره را بقصد زیارت تماشا کنید 🕊محمد حسین یوسف الهیشه...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

بعله این نقد کاااااملا به جریانات مثلا #انقلابی مملکت وارده ...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

می گن #حاج_قاسم گفته !!!تو دیگه چی چی می گی جوجه ؟!1- مشکل ب...

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو جونگکوک

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط