{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من با تو،

حکایت من با تو،
حکایت قهوه ایست،
که امروز به یاد تو...
تلخ تلخ نوشیدم!!!
که با هر جرعه،
بسیار اندیشیدم...!!!
که این طمع را دوست دارم یا نه؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن...
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!!
و تمام که شد،
فهمیدم،
باز هم قهوه میخواهم!!!
حتی ...
تلخِ تلخ!!!
دیدگاه ها (۳)

به آتش می‌کشد لبخند تو شرم حضورم رابیفکن شعله نان‌آور کن آغو...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

cold melody~» part2یونگی هنوز پشت به من بود، ولی قشنگ حس می‌...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط