حکایت من با تو،
حکایت من با تو،
حکایت قهوه ایست،
که امروز به یاد تو...
تلخ تلخ نوشیدم!!!
که با هر جرعه،
بسیار اندیشیدم...!!!
که این طمع را دوست دارم یا نه؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن...
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!!
و تمام که شد،
فهمیدم،
باز هم قهوه میخواهم!!!
حتی ...
تلخِ تلخ!!!
حکایت قهوه ایست،
که امروز به یاد تو...
تلخ تلخ نوشیدم!!!
که با هر جرعه،
بسیار اندیشیدم...!!!
که این طمع را دوست دارم یا نه؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن...
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!!
و تمام که شد،
فهمیدم،
باز هم قهوه میخواهم!!!
حتی ...
تلخِ تلخ!!!
- ۱.۰k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط