Kims Mansion

part:۳

جونگکوک با یه لباس البالویی و شلوارک جین توسی(طوسی؟)و تهیونگ با یه پیراهن کرم و شلوار قهوه ای به پایین رفتن برای خوردن صبحانه
مادربزرگ داشت چهارمین لیوان شیرموز رو برای جونگکوک می ریخت جونگکوک خواست لیوان رو برداره که تهیونگ اون لیوان رو برداشت و خوردش
مادربزگ برای تهیونگ چشم غره ای رفت

ـ تهیونگ عزیزم این مال گوکی بود

ـ مادربزگ سه لیوان خورده تازه شیرموزش شیرینه بعدا دلش درد می گیره

مادربزرگ درحالی که داشت برای جونگکوک دوباره می ریخت لب زد

ـ ده تا هم خورده چیزیش نشده بزار بخوره بچه بیا عزیزم

جونگکوک مرسی گفت و خواست لیوان رو برداره که دوباره تهیونگ لیوان رو برداشت و خورد
پدربزرگ این دفعه به حرف امد

ـ تهیونگ مگه بچـ...

ـ پسر فاکی

غذا توی گلوی نامجون گیر کرد
چطوری گوکی میتونست فحش بده؟با یاد اوری تهیونگ توی ذهنش لعنتی بهش فرستاد

ـ جونگو کی اینو بهت یاد داده؟

ـ ته ته...تازه کلی چیزای دیگه هم یادم داد

ـ جونگو این حرف بدیه نباید بزنی

ـ ولی ته ته گفت هروقت یکی بهت زور گفت به فاکش بده

ایندفعه تهیونگ بود که اب توی گلوش پرید و به سرفه کردن افتاد
بعد خوردن یکم دیگه اب با بهت به پدربزرگش نگاه کرد

ـ صبحونه تونو بخورید ولی من بعدا باهات کار دارم کیم تهیونگ

بعد چند ثانیه صدای نازک تک دختر نوه امد

ـ اوپا امشب تمام نوه ها جمع میشن بریم استخر عمارت توهم میای؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
ممنون بابت حمایتاتون💙
دوستون دارم😽
مواظب خودتون باشید✨
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

شاگرد لوس من

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۲ | یه تشکر سادهبعد از اتفاق پارک...چند روز گذشت.آرا ه...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

# قولی_که_شکست ###پارت ۹تهیونگ ناراحت شد و سعی کرد سر جونگکو...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

چند پارتی بازیچه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط