رمان عشق من واقعیه

رمان عشق من واقعیه


part 71



- خب میدونی ... تو بیمارستان دکتر بعد از معاینه گفت که ... عامم گفت ... تو ... بار .. دا .. ری

با شنیدن همین یه کلمه انگار که دنیا روی سر تیلا خراب شده
نفساش سنگین شد ...

+ چ چ چی گفتی ؟

- ببین خب منم نمیدونم چطور شد .. واقعا خودمم شک شدم .... خب کاریه که شده ...

+ هه کاریه که شده ؟ .. به همین راحتی؟ .. انقدر سادس ؟ .. چرا واسه من اینطوری نیست عزیزم ؟

- ببین نیلا آروم باش الان مهم ترین مسئله اینه که تو نمیدونی بچرو سقط کنی .. و ال...

نیلا حرفش رو قطع گردن و گفت

+ یعنی چی نمیشه بیرون سقط کنم ؟

- خب دکتر گفت چون توی اولین رابطه زندگیت باردار شدی سقط کردن بچه خیلی ممکنه بهت آسیب برسونه

+ وای خدایا.. مگه میشه ... جونگ کوکا میفهمی چی میگی ؟ ... من زن برادرتم .. الان به پدرت و برادرت چی باید بگم ؟

- اونا رو ولشون کن فقط بگو ببینم .. به من اعتماد داری یا نه ؟

+ من خرم ؟

- ... دور از جونت

+ نه خب خرم که به تو اعتماد داشته باشم ..

- خیلی خب باشه .. تو بمون با سوهو .. به من که اعتماد نداری ... خودت جواب سوال جان رو بده

+ وای جونگ کوکاااا ... لطفا کم تر حرف بزن

- چشمممم ... به هر حال که خودت باید جواب سوهو رو بدی

+ اییییی خدااااااا



................



ویو خونه جیمین


& خب فهمیدی باید چکار کنی دیگه هوم ؟

÷ اوهوم ... فقط ..

& فقط چی ؟

÷ اگه چیزی نباشه چی ؟

& مطمعنا هست .. اگه نبود یه جای دیگه نگهش داشته ...

÷ اوکی .. حالا کی برم ؟

& هر چی زود تر بهتر

÷ خب اوکی همین الان راه میوفتم

& خوبه .. جیمینا تو...

× من ؟

& چنتا جیمین اینجا داریم ؟

× درسته ! .. چکار کنم ‌؟

& یه سری چیزا درمورد جونگ کوک و باباش باید واسم پیدا کنی .

× چی ... چطوری ؟

& خب .. باید سعی کنی از طریق جونگ کوک از کارای باباش سر دربیاری ، اوکی ؟

× اوکی .

& فقط اینکه نیلا

× نیلا چی ؟
................


شرط های پارت قبلی نرسیده بود ولی این رو رو گذاشتم
اگر شرط های اینارو نرسه دیگه کلا از گذاشتن این رمان هیچ خبری نیست ...
حتما نظرتون رو بهم بگین تا بدونم دیدگاهتون در مورد رمان چطوریه


شرط
لایک ۵۰
کامنت ۶۰
دیدگاه ها (۶۶)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۴۵

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

+ هیونگ اون رفته بدون سروصدا بدون خداحافظی_  خسته بود+ میدون...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط