میروم تا در میخانه کمی مست کنم

میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

آنقدر مست که اندوه جهانم برود

استکان روی لبم باشد و جانم برود

برود هرکه دلش خواست شکایت بکند

میکشم حبس،تا به من الکلی عادت بکند
دیدگاه ها (۵)

𝖕𝖆𝖗𝖙4اتاق مارال رو به باغ شرقی قصر بود. صبح‌ها، نور از میان ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

پیمان نقره ای

پرنسس ناخواسته

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

پارت سوم..... :)

میروم تا در میخانه کمی مست کنمجرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم...

میروم بر در میخانه کمی میت کنم.جرعه بالا بکشم انچه نبایست کن...

میروم تا در میخانه کمی مست کنم* جرعه بالا بزنم آنچه نباید بک...

میروم تا در میخانه کمی مست کنم* جرعه بالا بزنم آنچه نباید بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط