میروم تا در میخانه کمی مست کنم

میروم تا در میخانه کمی مست کنم*
جرعه بالا بزنم آنچه نباید بکنم*
آنقدر مست که اندوه جهانم برود*
استکان روی لبم باشد و جانم برود*
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند*
شهر باید به من الکلی عادت بکند*
دیدگاه ها (۱)

عجب وفایی داره این دلتنگی! تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی...

دلم می‌خواد یه مدتی همین‌جور بی‌خیال، برای خودم زندگی کنم. ف...

سالهاست عبور کرده ام از خویش... یادم بخیر... " حال " ام خوب ...

اینو واسه عشقم گرفتم، چطوره؟

ازمایشگاه سرد

رمان بغلی من پارت ۱۰۱و۱۰۲و۱۰۳ارسلان: دیانا دیانا: بله جایی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط