ما می جنگیدیم ،

ما می جنگیدیم ،
تمرد می کردیم ،
مخفی می شدیم ،
می دویدیم ،
از دیوار شهر بالا می رفتیم و
گاهی لابلای کوچه های پر تلاطم شهر ،
حادثه عشق روی می داد...

#یامین‌پور
#ارتداد
‌
دیدگاه ها (۱)

دهه‌شصتی‌های عزیز…زندگی را بردیم یا باختیم؟شاید هیچ‌کدام…ما ...

پــایـــــیــــــــــزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابا...

خوشا #شیراز و وضعِ بی‌مثالشخداوندا نگه دار از زَوالشجنگ هشت ...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

محو زیبایی او پارت ۵۰ویو رزاتصمیم گرفتم برم تو تیمشون به درخ...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

سلام مخملام

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط