گاهی سر نِی بود، زمانی ته گودال

گاهی سر نِی بود، زمانی ته گودال
طی کرد گل من چه فرازی، چه نشیبی!


#سعید_بیابانکی
#عاشورا
#محرم
دیدگاه ها (۱)

شاگرد لوس منپارت 26درحالی که روی تخت دراز کشیده بودن و تهیون...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

پارت 30🌧️ هنوز کنار هیون‌وو ایستاده بودم که دوباره یکی‌شون گ...

still with you

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

🔻برگی از تاریخ! #عبرتاوت ۱۹۹۰ صدام به کویت حمله و طی حمله‌ای...

💙اون با خودش می‌گه:«یه مدت ناراحت می‌شه، بعدشم می‌بخشه.»اما ...

داستان کودکانه «نیکی کوچولو و قلب مهربان» به نویسندگی رزیتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط