شاگرد لوس من
شاگرد لوس من
پارت 26
درحالی که روی تخت دراز کشیده بودن و تهیونگ دستاشو اروم از زیر لباس کوکی وارد کرده بود و داشت آروم آروم پهلو هاشو نوازش میکرد.
دروغ چرا ، برای جونگکوک این کارای ساده خیلی لذت بخش بود، کارایی که نشون میده طرف مقابلش بهش اهمیت میده حالا فرقی نداشت غذا دادن باشه ، نوازش کردن باشه یا حتی هر چیز دیگه ای .
ته: کوکی؟!
کوک: هوم!!!
ته: من دلم نینی میخواد .
کوک: چه غلط ها ، امر دیگه شاهزاده؟!
ته: اخه تصور کن نینیمون چقدر خوشگل میشه ؛ چشمای طیلهایش به تو میره ، دماغ فندقی قشنگش به تو میره ، موهای قهوهای رنگش هم به من هوم؟
جونگکوک تا اینجا نرم شده بود یکم ، حقیقش اونا جفت هم بودن و هیچ مشکلی نداشت ته ازش نینی بخواد اصلا به نظر خود جونگکوک ایده خوبی بود .
کوک: هوم ، یعنی واقعا خوشگل میشه ؟
ته: حتما عزیزکم ، مگه میشه به تو بره ولی خوشگل نباشه ؟
و بعد اروم لب هاش رو روی لب های نرم پسر شیرینش گذاشت و شروع کرد به بوسیدن.
جونگکوک غرق لذت بود ؛ لمس انگشتای باریکش رو پهلو های خودش ، تماس بدناشون باهم ، نرمی دو گوشی که بین لبهاش بود و...
تهیونگ از اون دو تیکهی نرم پسرک دل کند و مثل گرگی گرسنه گلوشو کیس مارک میگذاشت.
روی سیبک گلو، پایین گوشاش، روی ترقوه هاش و هرجایی از سر به پایین پر بود از کبودی هایی که نشان از مالکیت و عشق بود.
⚠️تو کامنت ها⚠️
بچه ها گزارش نکنید اگه نمیخواین نخونین چون چیز خاصی از داستان پیش نمیره که فقط اسمات عه.
کامنت نزارین بقیه راحت بخونن.
شرط ها؛
Like:80
Republish:20
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
پارت 26
درحالی که روی تخت دراز کشیده بودن و تهیونگ دستاشو اروم از زیر لباس کوکی وارد کرده بود و داشت آروم آروم پهلو هاشو نوازش میکرد.
دروغ چرا ، برای جونگکوک این کارای ساده خیلی لذت بخش بود، کارایی که نشون میده طرف مقابلش بهش اهمیت میده حالا فرقی نداشت غذا دادن باشه ، نوازش کردن باشه یا حتی هر چیز دیگه ای .
ته: کوکی؟!
کوک: هوم!!!
ته: من دلم نینی میخواد .
کوک: چه غلط ها ، امر دیگه شاهزاده؟!
ته: اخه تصور کن نینیمون چقدر خوشگل میشه ؛ چشمای طیلهایش به تو میره ، دماغ فندقی قشنگش به تو میره ، موهای قهوهای رنگش هم به من هوم؟
جونگکوک تا اینجا نرم شده بود یکم ، حقیقش اونا جفت هم بودن و هیچ مشکلی نداشت ته ازش نینی بخواد اصلا به نظر خود جونگکوک ایده خوبی بود .
کوک: هوم ، یعنی واقعا خوشگل میشه ؟
ته: حتما عزیزکم ، مگه میشه به تو بره ولی خوشگل نباشه ؟
و بعد اروم لب هاش رو روی لب های نرم پسر شیرینش گذاشت و شروع کرد به بوسیدن.
جونگکوک غرق لذت بود ؛ لمس انگشتای باریکش رو پهلو های خودش ، تماس بدناشون باهم ، نرمی دو گوشی که بین لبهاش بود و...
تهیونگ از اون دو تیکهی نرم پسرک دل کند و مثل گرگی گرسنه گلوشو کیس مارک میگذاشت.
روی سیبک گلو، پایین گوشاش، روی ترقوه هاش و هرجایی از سر به پایین پر بود از کبودی هایی که نشان از مالکیت و عشق بود.
⚠️تو کامنت ها⚠️
بچه ها گزارش نکنید اگه نمیخواین نخونین چون چیز خاصی از داستان پیش نمیره که فقط اسمات عه.
کامنت نزارین بقیه راحت بخونن.
شرط ها؛
Like:80
Republish:20
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
- ۵۰۵
- ۲۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط