𝒑𝒂𝒓𝒕30
𝒑𝒂𝒓𝒕30
نگهبان جلوی در نبود ....
وارد شرکت که شدم پاهام سست شد ....
نگاهم به در و دیوار قفل شده بود ...
اینجا چه خبره ....
شینو رو دیدم که پشت میز نشسته و دستشو رو سرش گذاشته بود
+شینو
،، ا/ت ...
+تهیونگ کجاست
،، نرو تو دفترش گفت کسی نره اونجا ....
+چرا
،،خودش درگیر دوربیناست میاد
+یعنی چی؟
،، یکمی فیلمارو پاک کرده ...
+چی .. چی چی این امکان ندارن اتاق نگهبانی ... اخه ....
،، میدونم میدونم رمز اون اتاقو فقط سه نفر میدون رئیس نگهبان و ... ایان
+اخه ایان ....چرا باید .....
،، کار اون نیست ا/تتتتت
عکسا اعتصابمو خورد کرده بود ....
+تروخدا بیا کمک کن از شر اینا خلاص شم
،، اوهوم
تو همین اوضاع تهیونگ اومد ....
عصبانی و بد خلق بدون کوچیکترین حرفی با حرص عکسارو از دیوار میکند .....
چرا عکسارو پاره میکنه ؟
خشکم زده بود ...
،، ا/ت چرا وایسادی ؟
و من همچنان عصبانی محو کارای اون بودم
،، ا/ت ؟ با تو اممم
+نکننن .. چرا پارشون میکنی ؟
ته: این عکسا جاش تو البومه نه رو دیوارای شرکت
+باشه منم مثل تو ... منم گیج شدم منم نمیدونم
ته: نمیدونی؟ ا/تتتت نمیدونییییییی؟ (عربده کشید)
چند ثانیه مات و مبهوت موندم ...
+تو ... میدونی ؟
بازومو تو مشتش گرفت و کشید ....
+تهیونگگگ ... تهیونگ چیکار میکنی ؟
،، رئیسسس
ته: شینو برو خونه
در دفتر کارشو باز کرد و منو به داخل هدایت کرد
خواستن باهاش دعوا کنم ولی با چیزایی که دیدم دستمو جلو دهنم گذاشتم ....
ناخوداگاه اشک از چشمام سرازیر شد
عکسایی که خودم هیچوفت ندیده بودمشون ...
عکسایی که یه متجاوز ازم گرفته بود ...
عکسایی که جسم بدون پوششمو به نمایش میزاشت ....
عکسایی بود که فقط یه عوضی میتونه از یه دختر بگیره و اینجوری پخشش کنه .....
اب شدم ....
میخواستم بمیرم ....
ته: جای این عکسا گذاست ا/ت شی ؟! خوببب به ادای تو عکس نگاه کردی ؟ تو ...
نگاش کردم .....
از نگاهش نسبت به خودم متنفر بودم .....
ته: حالا چی ؟
میدونی اینا کار کیه ؟؟؟
+تو ... م..میدونستی ؟
ته: من چیزایی رو میدونم که تو نمیدونی
انگشتشو رو پیشونیم فشرد و هولم داد ....
ته: تو احمقی ..
+خب...
ته: تو یه احمقی ، یه ساده لوح ، یه دختر ......
+یه هرزه.....
حرفشو تو دهنش نگه داشت ....
سکوت مطلق
ته: اوهوم ... تو یه هرزه ای .... که به دست .....
+نگو
ته: با دستای کثیف .....
+تروخدا نگو ....
((تهیونگ))
نمیزاشت حرف بزنم ...
اما خستم کرد ....
دیگه نمیتونم تو دلم نگهش دارم
ته: نمیخوای بدونی کی خانمت کرد ؟
+خفه شو تهیونگ
این یعنی ....
ته: تو میدونی
+میگم خفه شوووووو (جیغ زد و رو دوزانوش نشست)
ته: میدونی جیمین ......
با شنیدن اسمش دستاشو رو سرش گذاشت و تاتونست هق زد .....
ته: ا/ت
نمیتونستم ارومش کنم ...
قرمز شده بود ...
ته: ا/ت .. بس کن ....
ترسیده بودم ...
جلوش نشستمو بغلش کرد که پسم زد ...
+ برو اونور
ته: ا/ت کجاااا ...
دویید و از اتاق بیرون رفت .....
((ا/ت))
عکسای روی دیوار چهره جیمینو نشون میداد .....
نگهبان جلوی در نبود ....
وارد شرکت که شدم پاهام سست شد ....
نگاهم به در و دیوار قفل شده بود ...
اینجا چه خبره ....
شینو رو دیدم که پشت میز نشسته و دستشو رو سرش گذاشته بود
+شینو
،، ا/ت ...
+تهیونگ کجاست
،، نرو تو دفترش گفت کسی نره اونجا ....
+چرا
،،خودش درگیر دوربیناست میاد
+یعنی چی؟
،، یکمی فیلمارو پاک کرده ...
+چی .. چی چی این امکان ندارن اتاق نگهبانی ... اخه ....
،، میدونم میدونم رمز اون اتاقو فقط سه نفر میدون رئیس نگهبان و ... ایان
+اخه ایان ....چرا باید .....
،، کار اون نیست ا/تتتتت
عکسا اعتصابمو خورد کرده بود ....
+تروخدا بیا کمک کن از شر اینا خلاص شم
،، اوهوم
تو همین اوضاع تهیونگ اومد ....
عصبانی و بد خلق بدون کوچیکترین حرفی با حرص عکسارو از دیوار میکند .....
چرا عکسارو پاره میکنه ؟
خشکم زده بود ...
،، ا/ت چرا وایسادی ؟
و من همچنان عصبانی محو کارای اون بودم
،، ا/ت ؟ با تو اممم
+نکننن .. چرا پارشون میکنی ؟
ته: این عکسا جاش تو البومه نه رو دیوارای شرکت
+باشه منم مثل تو ... منم گیج شدم منم نمیدونم
ته: نمیدونی؟ ا/تتتت نمیدونییییییی؟ (عربده کشید)
چند ثانیه مات و مبهوت موندم ...
+تو ... میدونی ؟
بازومو تو مشتش گرفت و کشید ....
+تهیونگگگ ... تهیونگ چیکار میکنی ؟
،، رئیسسس
ته: شینو برو خونه
در دفتر کارشو باز کرد و منو به داخل هدایت کرد
خواستن باهاش دعوا کنم ولی با چیزایی که دیدم دستمو جلو دهنم گذاشتم ....
ناخوداگاه اشک از چشمام سرازیر شد
عکسایی که خودم هیچوفت ندیده بودمشون ...
عکسایی که یه متجاوز ازم گرفته بود ...
عکسایی که جسم بدون پوششمو به نمایش میزاشت ....
عکسایی بود که فقط یه عوضی میتونه از یه دختر بگیره و اینجوری پخشش کنه .....
اب شدم ....
میخواستم بمیرم ....
ته: جای این عکسا گذاست ا/ت شی ؟! خوببب به ادای تو عکس نگاه کردی ؟ تو ...
نگاش کردم .....
از نگاهش نسبت به خودم متنفر بودم .....
ته: حالا چی ؟
میدونی اینا کار کیه ؟؟؟
+تو ... م..میدونستی ؟
ته: من چیزایی رو میدونم که تو نمیدونی
انگشتشو رو پیشونیم فشرد و هولم داد ....
ته: تو احمقی ..
+خب...
ته: تو یه احمقی ، یه ساده لوح ، یه دختر ......
+یه هرزه.....
حرفشو تو دهنش نگه داشت ....
سکوت مطلق
ته: اوهوم ... تو یه هرزه ای .... که به دست .....
+نگو
ته: با دستای کثیف .....
+تروخدا نگو ....
((تهیونگ))
نمیزاشت حرف بزنم ...
اما خستم کرد ....
دیگه نمیتونم تو دلم نگهش دارم
ته: نمیخوای بدونی کی خانمت کرد ؟
+خفه شو تهیونگ
این یعنی ....
ته: تو میدونی
+میگم خفه شوووووو (جیغ زد و رو دوزانوش نشست)
ته: میدونی جیمین ......
با شنیدن اسمش دستاشو رو سرش گذاشت و تاتونست هق زد .....
ته: ا/ت
نمیتونستم ارومش کنم ...
قرمز شده بود ...
ته: ا/ت .. بس کن ....
ترسیده بودم ...
جلوش نشستمو بغلش کرد که پسم زد ...
+ برو اونور
ته: ا/ت کجاااا ...
دویید و از اتاق بیرون رفت .....
((ا/ت))
عکسای روی دیوار چهره جیمینو نشون میداد .....
- ۱۱.۷k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط