{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به ی

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره قهر تو تلخی زندونو به یادم میارم
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مث خواب گل سرخی لطیفی مث خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو مث وسوسه ی شکار یک شاپرکی تو مث شوق رها کردنه یک بادبادکی
تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو قشنگی مث شکلایی که ابرا می سازن گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن
اگه مردای توی قصه بدونن که اینجایی برای بردن تو با اسب بال دار میتازن
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
دیدگاه ها (۳)

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

My lovely neighbor part : ۷۳

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط