تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به ی
تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره قهر تو تلخی زندونو به یادم میارم
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مث خواب گل سرخی لطیفی مث خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو مث وسوسه ی شکار یک شاپرکی تو مث شوق رها کردنه یک بادبادکی
تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو قشنگی مث شکلایی که ابرا می سازن گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن
اگه مردای توی قصه بدونن که اینجایی برای بردن تو با اسب بال دار میتازن
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره قهر تو تلخی زندونو به یادم میارم
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مث خواب گل سرخی لطیفی مث خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو مث وسوسه ی شکار یک شاپرکی تو مث شوق رها کردنه یک بادبادکی
تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
تو قشنگی مث شکلایی که ابرا می سازن گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن
اگه مردای توی قصه بدونن که اینجایی برای بردن تو با اسب بال دار میتازن
من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوسِت دارم شنیدنه
- ۶.۷k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط