{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم یه

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم یه جوابی بدن بخندیم:

پـیـام دادم ..
سلام قـلفونت بلم عجـیـقـم جـوجـوت دلـش بلای آغـوش گـلمـت تـنگ شـده

فرستادمش واسه چند تا شماره الکے
یکیش جواب داد:
وای مریم میدونستم بالاخره بر میگردی,میدونستم میبخشیم بیا بغلم
من : چشم عجیج دلم
اون :حالا یه بوس بده
من : 0_o دیدم داره خاک بر سری میشه دیگه جوابشو ندادم :|

یکیش زنگ زد با صدا دخترونه گفتم الوووو
یه صدای کلفتے گف : الو و درد پدر سوخته ول کن بچم رو ,,, سعید میخواد درسشو بخونه
من : ولے من بدون سعید میمیرم
سعید عجق منه سعیددددددد دوست دارم قوفونت بلم
اون : شتلــــــــــق (صدای شتلق طوری بود که کاملا مشهود بود گوشے رو تو سر سعید خورد کرده )

یکیش پیام داد :
زنم پیشم نشسته بـعدا جـواب میدم باز که سیم کارتتو عوض کردی
من : ؟_؟

نـتیـجـه گیـری اخـلاقـی : بـه پـدر مـادر خـود نـیکـے کنیـد :|
دیدگاه ها (۳)

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم یه جوا...

بیکار بودم گفتم الکی یه پیام برا چند نفر بفرستم یه جوابی بدن...

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم یه جوا...

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم یه جوا...

بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برا چند نـفر بـفرستم ، ملت ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

ستاره من(part 6) *ویو کوکبعد حرف زدن با بابام رفتم تو اتاقم ...

#پارت۱۶۰از آشپزخونه بیرون رفتم و سریع رفتم سمت در _کیان...جو...

#دختر‌شیطون‌بلا83همه چیز خیلی زود مثل برق و باد گذشت. پرهام ...

qart 3دروغ شیرین♡ویو ریا (ساعت ۷:۳۰ بود که با صدای عمم بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط