{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودی

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد،تو بناز خود فزودی

بهم الفتی گرفتیم،ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه‌ای که بودی

من از آن کشم ندامت،که ترا نیازمودم
توچرا زمن گریزی،که وفایم آزمودی؟

زدرون بود،خروشم،ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی،نه شکایتی شنودی

چمن از تو خرم ای اشک روان،که جویباری
خجل از تو چشمه‌ا‌ی چشم رهی،که زنده رودی

رهی معیری
دیدگاه ها (۳)

هي شعر مي خواني و هي لبخند ، هي لبخندحتي درون ِ چشم هايت " م...

٠٠٠از تو برای من چه مانده بود خالی‌ِ یک خانهخالی‌ِ یک نیمکتچ...

چرا عاقلان را نصيحت كنيم؟بياييد از عشق صحبت كنيمتمام عبادات ...

..روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفتروز دوم آمد و اسم مرا پر...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد توبه ن...

دل زود بارم را،به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودیچو نیاز ما فزون شد، تو به ن...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ن...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچونیاز ما فزون شد،تو به ناز...

https://harfeto.timefriend.net/16393140469672دل زود باورم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط