{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
چونیاز ما فزون شد،تو به نازخود فزودی
به هم الفتی گرفتیم، ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه‌ای که بودی
من از آن کشم ندامت، که ترا نیازمودم
تو چرا ز من گریزی؟ که وفایم آزمودی
ز درون بُود خروشم، ولی از لبِ خموشم
نه حکایتی شنیدی، نه شکایتی شنودی
دیدگاه ها (۴)

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد توبه ن...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودیچو نیاز ما فزون شد، تو به ن...

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

دل زود بارم را،به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط