دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد توبه ناز خود فزودی

به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من ودل همان که بودیم تو آن نیی که بودی


من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم
تو چرا زمن گریزی؟ که وفایم آزمودی

زدرون بود خروشم ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی

چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری
خجل از تو چشمه ای چشم رهی که زنده رودی
دیدگاه ها (۱)

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

دل زود بارم را،به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودیچو نیاز ما فزون شد، تو به ن...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

https://harfeto.timefriend.net/16393140469672دل زود باورم را...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ن...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچونیاز ما فزون شد،تو به ناز...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به نا...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط