عشقی دوباره²

عشقی دوباره²
p²⁵
+همینجا دوست دارم به ف*ا*ک*ت بدم(بم)

_...

هیچی دیگه نگفت و به رانندگیش ادامه داد

رسوندم دم در و خودش رفت

با اعصبانیت رفتم بالا که جوونو دیدم

÷خوب بود؟(لبخند)

_جوون واقعا که(بغض)

÷چیشده؟(تعجب)

_دوست داشتی با جونگکوک ازدواج کنم از اینجا برم آرههه؟

÷ا.ت آروم باش بگو

_سر قرار رفتم

÷خب...

_اون جونگکوک عوضی اومده بود سر قرار

÷(خنده)جوک بامزه ای بود؟

_جدی باش

÷بخدا نمیدونستم

_گوشیتو بده

÷بیا

توی گوشیه جوون رفتم و جونگکوکو بلاک کردم

_بیا

÷خدایی کوک بود

_آره

÷چقدر مثل کینه بهت چسبیده

...:سلام بیبی

_(جیغ)

...:(خنده)

_وحشی

$ببخشید نمیتونم نخندم(خنده)

÷کرم داره

"ویو شام"

=ا.ت مطمئنی؟

_چیو مطمئنم؟

=فرصت بهش...

_لیدا رک حرفتو بزن میخوای از این خونه کلا برم

=منظورم این نبود

_خب...نمیخوام بهش فرصت بدم

$ولی من میگم جونگکوک دوست داره

_معلومه با اون سیلی...

$خیلی کینه داری ا.ت

_هانول تو حرس چیو میخوری؟

$حرس اینکه کوک دوست داره ولی نمیخوای قبول کنی؟

_بعدا دربارش فکر میکنم

÷یادتونه بچه ها

_چیو

÷وقتی ۱۳ سالمون بود تو مدرسه باهم آشنا شدیم قول دادیم بیایم کره

$یادش بخیر

_اهوم

=منم به زور آوردین(پوکر)

_÷$(خنده)

=منو به زور آوردن کره بی شعورا

_بدم بهت نمیگذره

=من میخواستم برم اسپانیاااا

زینگگ،زینگگ،زینگگ

÷کیه بنظرت

_نمیدونم

رفتم درو باز کردم که...
دیدگاه ها (۱۷)

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

مافیای من

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

My Boy❄

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

تکپارتی جونگ کوک

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط