چــــــــادر مزاحمــــــــ منــــــــ نیستــــــــ ✘

چــــــــادر مزاحمــــــــ منــــــــ نیستــــــــ ✘
دستــــــــ و پــــــــایم را نمیگــــــــیرد ✘
مادرمــــــــ بهــــــــ من ــــــــ آموختهــــــــ√: 
چــــــــادر ســــــــر کردنــــــــ بلدیــــــــ نمیخواهــــــــد✘
عشقــــــــ میخواهــــــــد√
❤️✨
دیدگاه ها (۲)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۱ | تانگو وسط مهم...

سلام خواهرم منم من یه شهید هستم اون لحظه ای که داشتم از خانو...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

انتظار به معنای نشستنو دست روی دست گذاشتنو چشم به در دوختنهم...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_4فصل...

🎥دختر شهیده افسانه عقیلا: ای تاریخ خلقت من دختر یک مادرم؛ ما...

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_47فصل بیستم | ک...

« دختر کوچولوی من » پارت 9

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط