╭─────────────── 🎀 ───────────────╮

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮
✦ پارت ۸۱ | تانگو وسط مهمونی؟! ✦
╰─────────────── 🎀 ───────────────╯
مهمونی داشت تموم میشد که یهو
🌙✨ ویو آت

که ناگهان آهنگ آرومی از بلندگو پخش شد.

جین:
ـ اووووه! آهنگ رقص! 😂

جیمین:
ـ کی بلده برقصه؟

کوک سریع گفت:

ـ من نه! من فقط بلدم غذا بخورم. 😭

جیا خندید.

ـ آت، تو بلدی؟

آت:
ـ یه کم.

مامان ته با ذوق گفت:

ـ تانگو! کی تانگو بلده؟! 😍

همه همزمان به ته نگاه کردن.

ته:
ـ چرا همه به من نگاه می‌کنین؟! 😭

مامانش:
ـ چون تو کلاس رقص رفتی!

ته:
ـ اون مال خیلی وقت پیشه!

جیا:
ـ پس ثابت کن هنوز بلدی! 😂

ته:
ـ جیا...

مامان ته رو به آت کرد:

ـ آت جان، تو هم بلدی؟

آت:
ـ آره، ولی خیلی وقته تمرین نکردم.

مامان ته با ذوق دست زد.

ـ پس یه تانگوی کوتاه! فقط برای سرگرمی. 🎀

ته با ناباوری گفت:

ـ مامان...

آت خندید.

ـ اشکالی نداره.

ته چند لحظه مکث کرد.

ـ مطمئنی؟

آت:
ـ آره. فقط یه رقص ساده.

آهنگ کمی بلندتر شد.

هر دو چند قدم از بقیه فاصله گرفتیم.

جیا همان‌جا گفت:

ـ بچه‌ها ساکت! اجرای ویژه شروع شد! 😂

جین:
ـ من داورم!

جیمین:
ـ چرا تو؟!

جین:
ـ چون از همه بیشتر اعتمادبه‌نفس دارم. 😌

کوک:
ـ منم تماشاچی‌ام. 🍿

همه خندیدن.

آهنگ شروع شد.

آت و ته با فاصله‌ی مناسب و حرکات ساده، قدم‌های تانگو رو هماهنگ انجام دادن.

اولش کمی دستپاچه بودیم.

ته زیر لب گفت:

ـ من فکر کنم یه قدم رو اشتباه رفتم.

آت با خنده:

ـ منم! 😂

ته:
ـ پس خوبه، حداقل تنها نیستم.

چند قدم بعدی بهتر شد.

جیا با هیجان گفت:

ـ اووووووه! اینا دارن واقعاً خوب می‌رقصن! 😭😂

جین:
ـ من از یک تا ده، یازده می‌دم!

جیمین:
ـ تو اصلاً داور نیستی!

مامان ته با لبخند گفت:

ـ ماشاالله! چه هماهنگ! 🥹🌷

ته از خجالت گفت:

ـ مامان لطفاً! 😭

همه خندیدن.

آهنگ که تموم شد، آت و ته چند قدم عقب رفتن.

جیا شروع کرد دست زدن.

ـ عالی بود! 👏😂

کوک:
ـ من هنوز منتظرم یکی غذا بیاره.

جین:
ـ تو حتی وسط تانگو هم به غذا فکر می‌کنی؟

کوک:
ـ بله. 😌

مامان آت خندید.

ـ خیلی قشنگ بود بچه‌ها.

آت:
ـ ممنون. 🥹

ته هم لبخند زد.

اما ناگهان جیا گفت:

ـ حالا نوبت منه!

جین:
ـ وای نه! 😭

جیا دست جین رو گرفت.

ـ بیا!

جین:
ـ چرا من؟!

جیا:
ـ چون داور بودی! 😂

صدای خنده‌ی همه دوباره بلند شد.

و این بار کل مهمونی تبدیل شد به یک جشن کوچک؛


#پشت_نگاه_سردت #رمان_احساسی #رمان_عاشقانه #رمان_ویسگون #تهیونگ #Taehyung #BTS #آت #جیا #کانگ #والیبال
دیدگاه ها (۰)

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

چندپارتی جونگ کوک

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت هــشت 𓆪 🖤🥀ات با ناباوری به پرونده خ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲ | «همون آدم قبل...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

پارت ۱۹۶

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط