زنبور دار

Part 14
شرکت آژانس موکلی ........

افسر چارز:همه مستقر شن زود ،
کله شونو چیدم که دیدیم سرکله نیروی ارتش پیداشد ، هی
س سربان ارتش :ماباید اینجا رو پوشش بدیم .
افسر :منم باید به وظیفه ام عمل کنم و اینجا رو ببندن
افسر :من نامه دارم
نامه رو دادم بهش خوند و بعد گفت
سربان :پسرا دور ساخت مون مستقر شید زود

جیمین ویو
حیف همه جارو بستم خب اشکالی نداره راحت میرم تو یه سلامی میکنم و
بعد بوم میفرستم شون روی هوا .
قدم زنان به سمت گروه ۸ نفری سربازایی که داشتن نقشه ساختمون و میدیدن رفتم و گفتم
جیمین :اون راه ها رو خیلی خوب پوشش دادین ولی این تنها ورودی هست
سربان :خب آره ولی
جیمین :پس اون نمی تونه درست وارد بشه مگر اینکه همه تون و لت و پار کنه .
سربان :ببخشید شما کی هستید .
جیمین :مخلص شما پارک جیمین ....با پوز خند
سربان :دست گیرش کنید زود باشید ....عربده
جیمین :احمق .
با چند تا مشت و لگد پرت شون کردم اون ور ولی حیف که تفنگ نداشتم دست انداختم و یکی شون
و گرفتم و به عنوان گروگان بردم داخل و بی هوشش کردم

طبقه سوم .....هلدینگ کلاه برداری و سرقت پول
رفتم بالا و بین جماعت بودم که چطوری اون سربازای احمق و تشویق میکنن
که چه دست گلی دارن میزارن

لایک ۱۲
کامنت ۵
نمیمیری برسونی
دیدگاه ها (۰)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

یک سگ زیادی ولگرد

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

چند پارتی

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط