{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 40

+ جیمی رو برایم پیدا کن

= چشم

و بعد تهیونگ گوشی رو قطع کرد جونگکوک رفت پیشش و دوتا دست تهیونگ رو گرفت

- عزیزم  چرا این کارو میکنی خب من که نمیرم کافه که اون منو پیدا کنه اگرم برم با تو یا بادیگاردا میرم اون اگر بیاد به بادیگاردا میگم یا به تو

+  عزیزدلم خب دوست ندارم که چیزی که برای منه مالع کس دیگه بشه خب منو درک کن

- باشع عزیزم فقط دیگع دعوا نکن به بادیگ.........

با زنگ گوشی جونگکوک حرفش قطع شد

+ کیه

- فکر کنم دوستم جینه

+ بده به من

تهیونگ گوشی رو از دست جونگکوک گرفت و جواب داد

+ الو

:  جونگکوک حالت خوبه چرا خبری ازت نیست رفتم دم در خونه تون  داداشت گفت که دیگه اونجا زندگی نمیکنی

+ یواش حرف بزن اره حالش خوبه و دارع با من زندگی میکنه

: تو کی هستی چرا گوشیش دست تویی

+ دوست پسرش

: ها  میشه گوشی رو بهش بدی

+ نه

: چرا

+ چون دیگه حق نداره گوشی دستش بگیره یک ماه دوماه دیگه زنگ بزن

- ددی فقط همین یک بار

+ نه

- خواهش میکنم ددی

+ باشع فقط چند دقیقه

- مرسی

- الووو جین

: دیوس تو دوست پسر داری ولی به من نگفتی

- خب شماره تو نداشتم تازه جیمین هم دوست پسر داره

: یا خدا حالا کی هستن

- اسم دوست پسر من تهیونگه و اونم شوگا

: ها ت.....و.....تو.... با تهیونگی

- اره چطور

: اون یکی از مافیا های بزرگ کره جنوبی هست

- خب باشع

+ بیبی مگه قرار نبود زود قطع کنی

- من دیگه میرم اگر تونستی فردا بیا کافه من

: چرا  میری تازع داشتیم ......
دیدگاه ها (۰)

گل خونی پارت 41: چرا  میری تازع داشتیم حرف میزدیم - باید گوش...

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط