زنها دو دسته اند؛

زنها دو دسته اند؛
آنهایی که محافظت می شوند و آنهایی که نمی شوند.
دسته ی اوّل را با ماشین به این طرف و آن طرف می برند و سرِوقت از آرایشگاه، از استخر، از مدرسه، از اداره و ... برمی گردانند. با تلفن، حالش را می پرسند و اگر سرش درد کرد، یکی هست که بگوید: "بهتر نیست کمی استراحت کنی؟"
‌
زن های دسته ی دوّم، توی باد و باران و توفان، ساعت ها توی صف اتوبوس می ایستند و با اینکه تصمیم میگیرند به جایی که اتوبوس از آنجا می آید نگاه نکنند ولی گردنشان، بی اختیار، بارها و بارها به آن سو می چرخد. تا شب سگ دو می زنند و شب، کسی نیست که بگوید: "عزیزم؛ قرص مسکّن برایت بیاورم؟"
‌
زن های محافظت شده، راه رفتنی با طمأنینه دارند. 
ولی زن های محافظت نشده، یا بسیار تند راه می روند یا کُند.
‌
زنِ محافظت نشده، یا غر می زند یا به جایی خیره می شود و گاه خرفت می شود... ‌
زنِ محافظت شده، مهمانی ترتیب می دهد و از مسافرت هایش می گوید.
‌
زنِ محافظت نشده، گریه می کند و آنقدر این کار را ادامه می دهد که دیگر اشکش در نیاید.
‌
زنِ محافظت شده، همیشه در نیمه ی راهِ گریه و یأس، به زندگی برمی گردد...
‌

‌
دیدگاه ها (۳)

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

رهبر شهید می‌فرمایند:یکی از عواملی که در جامعه از بدیها جلوگ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

مافیای من

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط