{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گفته بودی که تمامم غم آغوش تو بود!

#گفته بودی که تمامم غم آغوش تو بود!
گفته بودم که قدمهای منم سوی تو بود.

دل من خسته از این سنگی دلها اما..!
گفته بودم که دلم بند به گیسوی تو بود...

روزهایی که نباشی مثل شب تاریکست!
گفته بودم که نبودم همه درفکر تو بود...

یاد آن خنده و آن قهقه های تو بخیر!!
گفته بودم که نمازم همه اش ذکر تو بود...

ذکر و فکر و همه ام را تو ندیدی اما
گفته باشم!!که جدا راه من از راه تو بود #مهران_فرهادی
98/6/25
15:25
دیدگاه ها (۹)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

‍🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

### 💗 قولی که شکستیساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای باز ش...

رمان انتقام ازدواج کامل

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط