{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁 🍂 🍃 خاطرات

🍁 🍂 🍃 خاطرات
🌀 نامه‏ ای داشتم از خانمی که:
آقای قرائتی‼ ️ تو حق حیات به گردنم داری.
🔸 به خاطر این که ازدواج کردم، دو بچه داشتم که شوهرم معتاد شد. خانه مستأجری، شوهر معتاد و فقر. خیلی زندگیم گرفتار مشکل و نکبت شده بود. فکر کردم خودکشی کنم و راحت بشوم. جوان بودم و نمی‏ توانستم تا آخر عمر بسوزم. فکر خودکشی به ذهنم زد و این فکر تقویت شد و تقویت شد. 😟 یک روز تصمیم گرفتم این کار را بکنم.
🔸 مادر شوهرم خانه بود، به یک بهانه ‏ای او را از خانه بیرون کردم. بچه ‏ها را هم از خانه بیرون کردم. درب را بستم. به طنابی خودم را آویزان کردم. ترسیدم خرخر صدای من بلند باشد، تصمیم گرفتم بروم تلویزیون را روشن کنم که صدای تلویزیون غالب باشد. تا تلویزیون را روشن کردم، دیدم . . .

تو داری می‏گویی خانم داری خودت را می‏کشی⁉ ️
یک مرتبه پای تلویزیون برق من را گرفت که حاج آقای قرائتی با من حرف می‌زند‼ ️
کسانی که فکر می ‏کنند با خودکشی راحت می ‏شوند، کسانی که خودکشی می ‏کنند، قطعاً جهنم می ‏روند.
شما از کجا به کجا می‏ خواهی وارد شوی؟ سختی دنیا چیزی نیست.

🔸 جهنم را یک لحظه زمین و آسمان نمی‏ تواند تحمل کند. تو چطور می ‏خواهی خودت را بکشی؟ چرا صبر نمی‏ کنی؟ یک مرتبه حرف هایی درباره خطر خودکشی زدید، تمام وجودم را متحول کرد. خلاصه طناب را باز کردم، بعد یک مقداری صبر کردیم. شوهرم نجات پیدا کرد. خانه خریدیم و زندگیم 180 درجه عوض شد و مشکلاتم رفع شد...

🔸 🔷 اگر خدا بخواهد، برنامه‌ای که روزها جلوتر ضبط شده، بدون هیچ نیت و انگیزه‌ای باعث نجات جان یک نفر و حتی یک زندگی می‌شود.
🔸 🔷 اگر خدا بخواهد، فقیر، غنی، بلکه برتر از غنی می شود. «خَیْراً مِنْ جَنَّتِک»

🔸 🔷 عزیزان من، اگر خدا بخواهد، حتی با تار عنکبوت می ‏تواند پیامبرش را در غار حفظ کند و اگر خدا بخواهد، با کلاغی که چیزی را زیر خاک پنهان کرد، می ‏تواند دفن مرده را به نسل بشر در طول تاریخ آموزش دهد و اگر خدا بخواهد، با دو پرواز هدهد کشور و حکومتی هدایت شوند. اگر خدا بخواهد، با افتادن یک برگ زرد درختی در آب استخری نجات ده‏ها مورچه را تضمین کند!

همه چیز به دست خداست...
🍁 🍂 🍃 🍁 🍂 🍃 🍁 🍂 🍃 🍁 🍂 🍃 🍁
دیدگاه ها (۱۰)

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

Six

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

دعای انجام گناه

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

اوسی هازبین هتل! اوسی اصلی ویکتور !!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط