عضو هشتم
𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟷
ویو ا/ت
چندساله عضو هشتم بی تی اسم. ما مثل یه خانواده ایم. مامان و بابام از این که من بیام تو گروه بی تی اس مخالفت کردن ولی من اهمیتی ندادم بهشونو کار خودمو کردم.
من با جونگکوک خیلی صمیمیم، اون منو دخترم صدا میکنه منم اونو بابایی. تهیونگ و جونگکوک انگار بادیگاردمنن همش حواسشون بهم هست.
چندوقته پسرعموم هی بهم پیام میده ولی من جوابشو نمیدم. به ته و کوک چیزی نگفتم چون میدونم عصبی میشن.
فردا کنسرت داریم، امروز میریم سالن تا یکم تمرین کنیم. بلند شدم دستو صورتمو اب زدم. موهامو شونه کردمو دم اسبی بستم. یه ارایش ملایم دخترونه هم کردم. رفتم سمت کمدم، اومممم.. چی بپوشم؟ اها این خوبه. یه لباس لش انتخاب کردم. (عکس لباس اسلاید دوم)
وقتی لباسمو پوشیدم گوشیم زنگ خورد، ع تهیونگه جواب دادم
ا/ت: سلام ته
تهیونگ: سلام زیبا، کجایی
ا/ت: خونم دارم راه میفتم بیام برا تمرین
تهیونگ: حاضری؟
ا/ت: اره چطور
تهیونگ: پس بیا پایین منو جونگکوک منتظریم
ا/ت: پایینید؟
تهیونگ: اره خوشگلم
ا/ت: اومدم(ذوق)
تهیونگ: باشه(خنده) (قطع کرد)
سریع کفشمو پوشیدمو رفتم پایین. دیدم اون دست خیابونن، رفتم سمت ماشین.
ا/ت: سلاممممممم
تهیونگ: نگاش کن تروخدا مثل بچه هاست(خنده) (رو به کوک)
جونگکوک: دختر کوچولوی خودمه دیگه(خنده) (رو به ته)
دوییدم رفتم سمتشون پریدم تو بغلشون.
جونگکوک: اروم تر دخترم(خنده)
ا/ت: بریم؟ (لبخند)
جونگکوک: بریم
سوار ماشین شدیمو حرکت کردیم سمت سالن تمرینمون.
ادامه دارد..
ببخشید کم شد.. الان فهمیدم که امتحان دارم..🙄 زود پارت بعدیو میزارم
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو ا/ت
چندساله عضو هشتم بی تی اسم. ما مثل یه خانواده ایم. مامان و بابام از این که من بیام تو گروه بی تی اس مخالفت کردن ولی من اهمیتی ندادم بهشونو کار خودمو کردم.
من با جونگکوک خیلی صمیمیم، اون منو دخترم صدا میکنه منم اونو بابایی. تهیونگ و جونگکوک انگار بادیگاردمنن همش حواسشون بهم هست.
چندوقته پسرعموم هی بهم پیام میده ولی من جوابشو نمیدم. به ته و کوک چیزی نگفتم چون میدونم عصبی میشن.
فردا کنسرت داریم، امروز میریم سالن تا یکم تمرین کنیم. بلند شدم دستو صورتمو اب زدم. موهامو شونه کردمو دم اسبی بستم. یه ارایش ملایم دخترونه هم کردم. رفتم سمت کمدم، اومممم.. چی بپوشم؟ اها این خوبه. یه لباس لش انتخاب کردم. (عکس لباس اسلاید دوم)
وقتی لباسمو پوشیدم گوشیم زنگ خورد، ع تهیونگه جواب دادم
ا/ت: سلام ته
تهیونگ: سلام زیبا، کجایی
ا/ت: خونم دارم راه میفتم بیام برا تمرین
تهیونگ: حاضری؟
ا/ت: اره چطور
تهیونگ: پس بیا پایین منو جونگکوک منتظریم
ا/ت: پایینید؟
تهیونگ: اره خوشگلم
ا/ت: اومدم(ذوق)
تهیونگ: باشه(خنده) (قطع کرد)
سریع کفشمو پوشیدمو رفتم پایین. دیدم اون دست خیابونن، رفتم سمت ماشین.
ا/ت: سلاممممممم
تهیونگ: نگاش کن تروخدا مثل بچه هاست(خنده) (رو به کوک)
جونگکوک: دختر کوچولوی خودمه دیگه(خنده) (رو به ته)
دوییدم رفتم سمتشون پریدم تو بغلشون.
جونگکوک: اروم تر دخترم(خنده)
ا/ت: بریم؟ (لبخند)
جونگکوک: بریم
سوار ماشین شدیمو حرکت کردیم سمت سالن تمرینمون.
ادامه دارد..
ببخشید کم شد.. الان فهمیدم که امتحان دارم..🙄 زود پارت بعدیو میزارم
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۱۶.۴k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط