{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هشتم

پارت هشتم

ته ایل امد در گوش سارا گفت:مال خودمی
سارا :چیییی?ببین بچه شما به نمی خوری . انقدر ادعا نکن جوجه فکلی(به اسی میگن بی اعصاب)
جکسون:بابا دعوا نداره که حالا یه هفته بزارید بررسی کنن ببینن گدوم یکی از گروه ها خوبه که البته فکر کنم گات سون رو اتنخاب کنن
بکی:شتر در خواب بیند پنبه دانه
جکسون:منظور از شتر کی بود?
بکی با حالت مسخره ای گفت:نومی دونم
اما:منظورش تو بودی اقای وانگ
جکسون:یه ذره راحت تر
استیسی:ببین خودت گفتی راحت باشیم دیگه ?
بم بم:اره گفت
اسی:کی با تو بود اخه کم کم
بم بم:خودتو مسخره کن
اسی :من نیاز ندارم کسی مسخرم کنه همه به من میگن اسی
جی هوپ:ایول پس به منم بگید هوپی به اینم(به شوگا اشاره کرد)یونگی اونم(وی)ته ته بعدی ....
امد حرف بزنه جولیا گفت:اقا ما القاب همتون رو میدونیم نیاز نیست بگید
چانیول :به من چی میگن?
جسی بل:چانغولی
بکی :خب حالا به همین مناسبت بیای بریم مهمون من به حساب سوهو کافه همه ی جمع
سوهو بیچاره یه نگاه خفت میکنم به بکی انداخت .
اما:الان توقع داری ما هم مثل اون دخترای دور و ورتون باهاتون بیایم دیگه?
جیمین:همه ی دخترا همینن
کامیلا:پس باید بگیم ما پسریم
یوگیوم:چیییییی شما پسرید که خوتون رو به شکل دختر در اوردید واییی ولی عجب پسرای خوشگلی
اسی:اووووههههوووویییی پیاده شو باهم بریم ما اخلاقمون پسرونس اخه ...
جانی:ولی کامیلا گفت
کامیلا:اولا کشمشم دم داره دوما منم اسمی از اینکه پسریم و خودمون دختر کردیم نزدم منم منظورم اخلاق بود
تمین:خب بیاین به حساب سوهو بریم کافه حرف بزنیم اینجا خسته میشید هااااا
اسی:من به حساب سوهو نمیام
بکی:شما بیا من میگم کریس حساب کنه
اسی یه لبخند شیطانی زد و گفت:باشه البته من و همه ی جمعو جساب کنه سهونم میتونه کمکش کنه
وایییی کامیلا ترکید
اما:جوووونم انتقام
جسی بل:خوشم اومد
سارا :این پسرارو همطن جوری باید ادبشون کرد
جولیا:واییی اسی ناز شصتت دهنشون اسفالت میشه
جسیکا:اخ جونم هر چی بخوایم سفارش میدیم
کامیلا:جوووووووونم هر چی هر اندازه اسی به روش خودش ادبشون کرد منم همین کارو میکنم هاهاهاهاهاها
دیدگاه ها (۵۰)

پارت بیست و دوم"ویو نیلسو"*از ویلا رفتیم بیرون و یکم قدم زدی...

زمرد های صورتی پارت²انیا:«چی اونا که پسرخاله ما نیستن منظور ...

پارت⁸:))

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

عشقی حقیقی

......//برده ی زیبا//.....

p12بچه ها بهونه دست شویی برای دامیان بود و کتاب خونه هم برای...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط