یک اعتراف قشنگ!

یک اعتراف قشنگ!
من عآشق شده اَم رفت!
اسم ایشون عَلی هست ولی دیگرآن رضآ صدآشون می کنند
توی مشهد زندگی می کنه
نمی دونید که چه خونه ای داره!
تآ هزآرتا ادم میتونند تو محوطه ی خُونش بآشَند
اینقدر این مَرد مَحبوب هست که همیشه کُلی مهمون داره...
همه ی درهای خونشون از طلآست
کلی خدمتگُزار دارند به علآوه ی کلی حیآط
در اُتآق اَصلی یِک جآیگاه از طلآ و نُقره دآرند
روی دیوآر این اُتآق یک عآلمه عتیقه و وسایل قیمتی هَست که به ایشون هدیه دآدَند
 میگن یک اَنگشتر عَقیق داره روی دَستش!
هَروَقت میرم اونجا بهم لَبخند می زنه ، اینو اِحسآس می کُنم

بچه ها من یک شمآره دارم از ایشون خوآهش می کنم بهش زَنگ بزنید
اینم شمآره:
05132003334
یکبار زنگ زدم ولی هیچی نگفتم...و به هیآهویی که از گوشی شنیده میشد گوش دادم.
.
.
.

نُکته رو گرفتی کهـ دآرم کی رو میگَم؟

✿اَلسلامُ علیکَ یا ضآمِن آهو✿
دیدگاه ها (۴)

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

دختر کوچولو p13 در باز شد و چهار زن وارد اتاق شدن یکی از اون...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

سناریو تهیونگ

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

شاهکاری به نام دروغ

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

ستاره ی من(پارت۵)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط