{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردد

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردد
همه ی قافیه ها سمت تو مایل گردد

در ره عشق تو از جان گذرم باکی نیست
گوشه چشمی بنمایی همه حاصل گردد

ماه من پرده برانداز ز روی مه خود
تا که چشم و دل من مست شمایل گردد

با خیال تو شود ولوله در سینه به پا
نفسم بی تو بدان زهر هلاهل گردد

بی تو آرام ندارد دل وامانده ی من
کن قبول این دل دیوانه که عاقل گردد

کشتیِ عشق تو لنگر بزند در دل من
رد پای تو اگر نقشِ به ساحل گردد

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه
#دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چه قابل ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چه قابل ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چه قابل ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددل زارم به فدایت که چه قابل ...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددله زارم به فدایت که چه قابل...

غزلی نیست که در وصف تو کامل گردددله زارم به فدایت که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط