عاشقانه

بامن مدارا کن که عشقم جان بگیرد
در سایه‌ات  قلبم سر و سامان بگیرد
چشمِ مرا مهمانِ خود کن گاهگاهی
تا با نگاهی در دلم طوفان بگیرد
محکم درآغوشم بکش؛ گویی قرارست…
یک لحظه‌ی دیگر  جهان پایان بگیرد
گاهی برای لحظه‌های بی‌قراری
باید کمی عقل از دلت فرمان بگیرد
شاید کنارِ هم؛ برای  خاطرِ عشق
منطق بر احساساتمان آسان بگیرد
دیدگاه ها (۰)

p8

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۵

بازی با آتیش

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش اول)

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۹______چه چیزی زیبا...

مافیای من

‍ بامن مداراکن که عشقم جان بگیرددر سایه ات قلبم سر و سامان ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط