‍ بامن مداراکن که عشقم جان بگیرد

‍ بامن مداراکن که عشقم جان بگیرد
در سایه ات قلبم سر و سامان بگیرد

چشم مرا مهمان خود کن گاهگاهی
تا با نگاهی در دلم طوفان بگیرد

محکم درآغوشم بکش گویی قرارست
یک لحظه ی دیگرجهان پایان بگیرد

گاهی برای لحظه های بی قراری
باید کمی عقل از دلت فرمان بگیرد

شاید کنارِ هم برای خاطر #عشق
منطق بر احساساتمان آسان بگیرد
دیدگاه ها (۴)

p8

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

مافیای من

‍ بامن مداراکن که عشقم جان بگیرددر سایه ات قلبم سر و سامان ب...

عاشقانه

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چش...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

نام=)سایه مافیا### پارت یازدهم: بازیِ مهارناپذیردر حالی که آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط