#اکیداً.کپی.ممنوع

#اکیداً.کپی.ممنوع
عاشق این لحظه از شب هامم...،وقتی از فرط خستگی سرم سنگین شده،چشام رو به زور باز نگه داشتم،کتاب دستمه،چای کنارمه،و یه سکوت آروم همه جا رو گرفته،اونجاست که حس می کنم زندگی،با همه ی شلوغیاش،یه جای کوچیک برا من گذاشته...،خدایا شکرت🤍✨
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

پارت ۴۴

پارت: 7 (بخش2) **زاویه دید: زین**اسم *استرلینگ* مثل یه سطل آ...

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 16 (بخش3) **زاویه دید: هیزل**احترام.* این کلمه تو سرم ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط